معبود من!
گناهان، جامۀ ذلت و خواری بر من پوشانده است
و دوری از تو، تن پوش درویشی و بینوایی بر تنم کرده است
و بزرگی خطایم، دلم را میرانده است؛
پس آن را با توبه ای از جانب خود زنده گردان...
معبود من!
اگر گناه کردن، از بنده ناپسند است،
آمرزیدن، از تو بسیار پسندیده است.
معبودا!
من اولین کسی نیستم که اشتباه مرتکب می شود
و تو[با رحمت خود] به او روی می آوری؛
خود را در معرض احسانت قرار می دهد
و تو او را به عطای خویش می نوازی؛
ای اجابت کننده انسان دردمانده؛
ای بر طرف کننده بدی ها؛
ای بخششت بزرگ است؛
ای داننده رازها و پنهانی ها؛
ای که [خطا] پوشیدنت زیباست.
دل مرده ام را زنده گردان
نوشته شده توسط یک منتظر در جمعه 1388/02/04 ساعت 14:37 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام بر آنان که در فراق یار در کوچه پس کوچه های تنهایی سر به دیوار انتظار نهاده اند و چشم به راه نیم نگاه مهدی فاطمه اند...
ای گل نرگس... چه میشد که ما را در جمع پروانه هایت پذیرا می شدی؟چه میشد که گرمی نگاهت به سویمان روانه می شد؟ نظری فرما بر کوچه تاریکمان. که همه پروانه ها در این کوچه تاریک به امید حس کردن گرمای وجودت گرد هم امده اند. مولا جان نظری فرما...
این صفحات برگ برگ روزهای انتظاریست که به امید آمدنش از پس هم ورق می زنیم...
العجل یا مولای یا صاحب الزمان
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
سایر امکانات

POWERED BY
