تبليغاتX
گل نرگس
عشق سر خواهد زد

ما معتقديم عشق سر خواهد زد/ بر پشت ستم کسي تبر خواهد زد/ سوگند به هر چهارده آيه ي نور /سوگند به زخم هاي سرشار غرور/ آخر شب سرد ما سحر مي گردد/آشوب جهان فتنه سر مي گردد/چشمان خدا ز عشق تر مي گردد/مهدي به ميان شيعه بر مي گردد/تفسير بلند ذوالفقار است اين مرد/انگار بهار در بهار است اين مرد/با خون حسين در نيام آمده است/انگار علي به انتقام آمده است/اي کوفه دلان دوباره دين آمده است/اين است علي فتح مبين آمده است/اي کوفه دلان زجايتان بر خيزيد/از شرم و حيا زشهرتان بگريزيد/انگار که خاتم الامين آمده است/کفرست ولي خدا زمين آمده است/اي مرد علم به دوش من يا مولي/اي سيد سبز پوش من يا مولي/برگرد که بر بهارمان مي خندند/يک عده به انتظارمان مي خندند/آن مرد که بوي سبز باران مي داد/آن پير که روح بر جماران مي داد/مي گفت که عاقبت کسي مي آيد/از نسل علي داد رسي مي آيد/مي گفت که يک روز تو بر مي گردي/بر شام سياهمان سحر مي گردي/مي گفت تو سبزي به بلنداي دعا/لبريز محبتي و سرشار خدا/اما تو نيامدي بهارانم رفت/افسوس دگر پير جمارانم رفت/مردان غريب جبهه ها پير شدند/طفلان نجيب بيشه ها شير شدند/يک عده به ذکر ندبه تطهير شدند/يک عده ز دوريت زمين گير شدند/اي مرد علم به دوش من يا مولي/اي سيد سبز پوش من يا مولي/بر گرد هنوز چشم به راحت هستند/يک عده عجب در انتظارت هستند/دستان سياهي که به خون آلوده ست/گويند که انتظارتان بيهوده ست/افسوس کسي نيست که فرياد کند/از پشت حصار غربتت داد کند/افسوس کسي نيست، بيا داد برسي/ای صاحب ذوالفقار، فرياد برس/امواج دلت آبي درياي غريب/غربتکده ات کجاست مولاي غريب/غربتکده اي که رنگ دريا دارد/صد خاطره از غربت زهرا دارد/برگرد و نشانمان بده دريا را/برگرد و بياب تربت زهرا را/برگرد علي چشم به راهست هنوز/اسرار غمش در دل چاه است هنوز/آن چاه پر از ستاره را پيدا کن/آن سينه ي پاره پاره را پيدا کن/برگرد که سبز و استوار آمده اند/آن سيصد و سيزده سوار آمده اند/اي مرد علم به دوش من يا مولي/اي سيد سبز پوش من يا مولي


 

نوشته شده توسط یک منتظر در دوشنبه 1388/07/27 ساعت 7:15 موضوع | لینک ثابت


این هق هق دلتنگی است که دارد تو را می کشد

از اتوبوس که پیاده می شوی آرام و قرار نداری... مانند مست ها راه می روی و ناله هایت... که می خواهد جانت را بگیرد. سرت را پایین می اندازی و مثل دیوانه ها به دنبال بقیه راه می روی این همه فشار و اضطراب را نمی توانی تحمل کنی ، نفست بالا نمی آید. همان طور که در حال حرکت هستی یک نفر دعاها را می خواند و تو اصلآ نمی شنوی. دیگر نه گوش داری و نه چشم و این پاهایت نیست که تو را می برد... انگار چیزی دارد تو را به سمت خود می کشد... اصلآ خودت را احساس نمی کنی ، سبک و آرام شده ای.

چندین بار از پله ها پایین می روی و این آخرین بار است که از پله ها پایین می روی . کسی با صدای بلند می گوید به خاک بیفتید... سجده کنید... و تو به خاک می افتی ؛ پیشانی را بر زمین می گذاری شانه هایت خیلی سخت می لرزد ، سدی شکسته می شود و سیلی که از روی صورت به زمین جاری می شود و این هق هق دلتنگی است که دارد تو را می کشد و می دانی که اگر سر از زمین برداری چشم های تارت کعبه را خواهد دید.

شکوه و عظمت کعبه بار دیگر تو را به سجده می اندازد باید شکرگذار بود و دعا کرد. بهترین دعا « اللهم عجل لولیک الفرج»

             " اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام "

 

 


 

نوشته شده توسط یک منتظر در چهارشنبه 1388/06/04 ساعت 17:54 موضوع | لینک ثابت


دلم مرده ، زنده اش گردان

معبود من!

گناهان، جامۀ ذلت و خواری بر من پوشانده است

و دوری از تو، تن پوش درویشی و بینوایی بر تنم کرده است

و بزرگی خطایم، دلم را میرانده است؛

پس آن را با توبه ای از جانب خود زنده گردان...

معبود من!

اگر گناه کردن، از بنده ناپسند است،

آمرزیدن، از تو بسیار  پسندیده است.

معبودا!

من اولین کسی نیستم که اشتباه مرتکب می شود

و تو[با رحمت خود] به او روی می آوری؛

خود را در معرض احسانت قرار می دهد

و تو او را به عطای خویش می نوازی؛

ای اجابت کننده انسان دردمانده؛

ای بر طرف کننده بدی ها؛

ای بخششت بزرگ است؛

ای داننده رازها و پنهانی ها؛

ای که [خطا] پوشیدنت زیباست.

دل مرده ام را زنده گردان


 

نوشته شده توسط یک منتظر در جمعه 1388/02/04 ساعت 14:37 موضوع | لینک ثابت


نوروز منتظران

در تقویم انتظار، همه فصل ها از عطر بهارى مهدى علیه السلام متبرك است.

نوروز منتظران روزى است كه از شب ظهور آغاز مى شود.

انتظار، فاصله اى است میان دو جمعه: جمعه ولادت و جمعه ظهور.

بهار، همه طراوتش را مدیون یك گل است: گل زیباى نرگس.

اگر سختى زمستان غیبت نبود، شوق آمدن بهار عدالت معنا نداشت.

خانه تكانى، رسم قدیمى همه منتظران بهار است. بهار مهدى علیه السلام از راه مى رسد، خانه تكانى دل ها را فراموش نكنیم.

بهترین هدیه اى كه مى توان براى گلدان شكسته قلب منتظران خرید، یك شاخه گل نرگس است.

جمعه ها كافى نیست، هر روز سهمى را به امام زمان علیه السلام اختصاص بدهیم.

منتظران واقعى به اشك و آه و دعا اكتفا نمى كنند.

نوروزها مى آیند و مى روند، حیف است اگر فقط با نقل و شكلات و شیرینى و دید و بازدید برگزارش كنیم.

كم لطفى مهمان است بر سر سفره بنشیند و صاحبخانه را نشناسد، حتى اگر او را نبیند.

امام زمان علیه السلام بیشتر از آن به گردن شیعه حق دارند كه فقط نیمه هاى شعبان و جمعه ها به یادشان بیفتیم.

اگر خورشید از چشم ما پنهان مانده است، تقصیر ابرها نیست، چشمان ما باران نخورده است.

حتى اگر امام از چشم ما غایب باشد، باز هم ما از چشم او غایب نیستیم.

اى كاش روزهاى «غفلت» ما از شب هاى «غیبت» او طولانى تر نبود.

مبادا فقط وقتى همه درها به رویمان بسته شد، درب خانه امام زمان علیه السلام را بزنیم.

مكه با همه «صفا»یى كه دارد، بى گل روى مهدى علیه السلام بى«صفا» است.

هر دستى در آرزوى بوسیدن حجرالاسود است، حجرالاسود در آرزوى بوسیدن دست مهدى علیه السلام است.

 

 

 منبع : نشریه موعود


 

نوشته شده توسط یک منتظر در جمعه 1387/12/23 ساعت 12:57 موضوع | لینک ثابت


انتظار

تقویم انتظار من پر از جمعه های خط خورده است...

اما گمان نکن که از انتظار خسته می شوم...

هر روز هفته به انتظار جمعه ام و هر جمعه به انتظار تو.

اللهم عجل لولیک الفرج


 

نوشته شده توسط یک منتظر در جمعه 1387/12/09 ساعت 13:56 موضوع | لینک ثابت


آن کس که تو را شناخت...

شناخت صحیح خداوند متعال است که به ما امکان شناخت پیامبر و امامان را می دهد . اگر شناخت ما نسبت به معارف الهی ضعیف باشد و صفات خدا را در حد لزوم نشناسیم در معرفت پیامبر و امام نیز ناتوان خواهیم بود . لذا سفارش شده که در زمان غیبت و در هنگام دعا و کمک خواستن از خداوند چنین بگوییم :

« اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک ، اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک ، اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ظلت عن دینی...»

مضمون دعای شریف این است که اگر خدا را خوب بشناسیم ، رسول خدا را نیز خواهیم شناخت و اگر پیامبر را شناختیم ، امام و حجت خدا ، بعد از وی را خواهیم شناخت. در هر حال ما باید شناخت خود را نسبت به خدا افزایش دهیم و با دعا از خداوند کمک بگیریم زیرا شناخت پیامبر و امام بستگی به شناخت خداوند دارد.

الها

تو را نمی توان شناخت آنگونه که حق است

یاریم کن به شناخت آنگونه که حد است

 


 

نوشته شده توسط یک منتظر در جمعه 1387/11/18 ساعت 14:23 موضوع | لینک ثابت


جملات آسمانی

امیرالمومنین علی (ع) فرمود : اختیار کردم از سوره، 12 آیه را و نظر می کنم به آنها در هر روز سه مرتبه

1- بترس از سلطنت من همیشه

2- نترس از فوت رزق هرگز

3- انس مگیر با احدی مگر با من

4- به حق خودم من تورا دوست می دارم تو هم مرا دوست بدار

5- ایمن از غضب من باش

6- تمام اشیاء را به جهت تو خلق کردم و تو را برای خودم از من مگریز

7- تو را خلق کردم از نطفه گندیده عاجز نبودم پس چگونه از رزق تو عاجز هستم

8- دشمنی می کنی با من به جهت نفس خبیثت چرا با نفست دشمنی نمی کنی به جهت من

9- تو واجبات مرا به جای آور من رزق تو را می رسانم اگر تخلف کنی در ادای واجبات من تخلف نمی کنم در رزق تو

10- همه کس تو را برای خودش می خواهد و من تو را برای خودت می خواهم

11- تو رزق فردا را مخواه چنانچه من عمل فردا را نمی خواهم

12- اگر راضی شدی به قسمت من آسوده راحتی و اگر راضی نشدی متصل در دنیا مثل خر بیابانی میدوی و نمیرسی مگر به آنچه قسمت توست و بالنتیجه مذموم در نزد منی


 

نوشته شده توسط یک منتظر در شنبه 1387/11/05 ساعت 17:0 موضوع | لینک ثابت


جام نیایش

مولا جان عمریست که جان ها عاشق تر شده اند و عطش دوریت ، بیشتر در دلمان رخنه کرده است .ای خوبترین ! هیچ شمعی نیست که به امید سپیده ظهور شما تا صبح فرج در شبستان انتظار نسوزد حال با شما از کدام دلتنگی خود بگویم ؟ از تلخی فراق، که می دانم صدایم را می شنوی و مرا بی پاسخ نخواهی گذاشت . ای همه لطف، روی به کدام کعبه، نماز عهد بگذارم که خود مقصود کعبه ای و موعود قبله. حضور تو که هرگز غایب نمی شود، همان ظهور است، بی نمک انتظار...ای آخرین پیغام سبز ! ما همه عریضه دلتنگی می خوانیم و نامه شکر طومار می کنیم، باشد که از این دو راهه ی منزل یکی به مقصد رسد. ای بقیت خدا ! از ما جز چشمی برای انتظار و دلی برای امید باقی نمانده است . این چشم و دل را نیز خاک راه تو کرده ایم، باشد که غباری از آن بر گوشه ای از قبای شما نشیند. اینک جرعه ای از جام نیایش خود را در جان ما فرو ریز تا ما نیز پیوستگی لطف را بنوشیم .

از هر کرانه تیر دعا کرده ام رها             باشد که آن میانه یکی کارگر باشد


 

نوشته شده توسط یک منتظر در سه شنبه 1387/11/01 ساعت 16:30 موضوع | لینک ثابت


صدایی می آید...

 

یک زن میان محملی اندر غم و تاب و تب است       این زن صدایش آشناست ای وای من این زینب است

گوش کن ! صدایی می آید... صدا از حنجره ای بریده می آید... خوب گوش کن. می شنوی؟ آن صدا ، آن صدای مناجات را می شنوی؟ صدای جیغ آن شیر خواره را حتما می شنوی. ؟ آری می شنوی ، مگر نه؟ گوش هایت را تیز کن. صدای آب می آید... صدای مشک خالی می آید... صدای چکاچاک شمشیر می آید... صدای لالایی می آید... صدای تیری سه شعبه می آید... خوب گوش کن ! صدا از خیمه ها می آید... صدای زنی خمیده می آید... صدای نی از نینوا می آید... تو نمی دانی چرا آن جوانمرد با مشک خالی می آید؟...صدای افتادن علمی می آید... سقا بی دست می آید... صدای شیون مادری می آید... صدای  «احلی من العسل» می آید... سوزش گرما را احساس می کنی؟... صدای نیزه می آید... صدای غرش شیرمردی از کارزار می آید... بشنو ! بشنو ! صدای پیرزنی سه ساله می آید... صدای «کسرت ظهری» می آید... صدای شکستن پشت مردی می آید... صدای یا اخا می آید... باید بشنوی مگر نه؟ صدا واضح است صدای «عمو عمو» ی بچه ها می آید... صدای ریختن آب مشک بر زمین می آید... صدای کشیدن تیغ می آید... صدای ضربان قلب زنی ، پر تپش می آید... صدای بریدن رگ حنجری می آید... آه چه سخت است. صدای اسیری می آید... صدای «هل من ناصر» می آید... صدا از حرم می آید... صدا از آسمان می آید... صدای خدا می آید «و سیعلم الذین ظلمو ای منقلب ینقلبون»

التماس دعا 


 

نوشته شده توسط یک منتظر در پنجشنبه 1387/10/12 ساعت 1:4 موضوع | لینک ثابت


جمعه ای دیگر بی حضورت گذشت

 آرام دلها

 دنیا بی قرار توست،

بیا و با آمدنت دل بیقرار زمین را آرامش بخش

 

 

پ ن: با تشکر از مدیر محترم وبلاگ برگ سبزی تحفه درویش که عکس گرافیکی بالا را انجام داده و برای بنده ارسال کردند.

 

 


 

نوشته شده توسط یک منتظر در جمعه 1387/09/15 ساعت 13:25 موضوع | لینک ثابت


JavaScript Codes .....................................